محمد بن حسين البيهقي
1061
تاريخ بيهقى ( فارسي )
آمده كه درستتر مىنمايد ( 4 ) - بيند : صلاح بيند ( 5 ) - خياره : بكسر اول برگزيده ، براى توضيح بيشتر نگاه كنيد به صفحهء 35 شمارهء ( 22 ) ( 6 ) - سرغوغا آن : جمع سرغوغا بمعنى سر فتنه و طليعهء لشكر - به نظر مىرسد در اينجا بمعنى مقدمان و سركردگان به كار رفته باشد - شهاب سمرقندى گويد : ره عدل و سياست را حسامش بدرقه گشته * سپاه فتح و نصرت را سنانش گشته سرغوغا ( نقل از لغتنامهء دهخدا ) ( 7 ) - گوش بركشيدند : گوشمال دادند و ادب كردند ( 8 ) - نقد : بفتح اول و سكون دوم مال حاضر و موجود ( 9 ) - جامهء خفتن : رختخواب ( 10 ) - بايد كه . . . راست كنيد : فعل امر مؤكد ، در اينجا بمعنى همانا استوار بربنديد ( 11 ) - ان شاء اللّه : اگر خدا بخواهد ، جملهء شرط است و « كه » پس از آن براى تأكيد - معنى دو جمله : اگر خدا خواهد ، همانا نيكى و خوبى خواهد بود ( 12 ) - بيشترى : صفت نسبى از بيشتر ، بيشترين قسمت ، در لغتنامهء دهخدا بنقل از تفسير كمبريج آمده است « . . . بيشترى از ايشان هرآينه كه واجب شده است آتش بر ايشان » ( 13 ) - و : حرف ربط مفيد تخمين و تقريب - معنى جمله : پيرامون امير پنجاه يا شصت شتر تيزرو جنيبتى ( يدكى ) مشاهده كردم - جنيبتى صفت نسبى از جنيبت بفتح اول و كسر دوم و سكون سوم و فتح چهارم بمعنى يدك و كتل ( 14 ) - در سلاح غرق : فرورفته در سازوبرگ جنگى ، مراد كاملا مسلح ، صفت غلام ( 15 ) - با برگستوان : برگستوان دار - برگستوان پوشش اسب در روز جنگ ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 643 شمارهء ( 4 ) ( 16 ) - عدتى سخت قوى : بضم اول و تشديد دوم مفتوح سازوبرگى نيك افزون و نيرومند ( 17 ) - غريو : بكسر اول و دوم بانگ و غوغا ( 18 ) - نيرو كرد : زور آورد و بحمله پرداخت ( 19 ) - جنگى سخت : نبردى شديد ، عطف بيان يا بدل « جنگ » ( 20 ) - علامت : علم ( 21 ) - ساقه : باز - بازپسينان لشكر ، خلاف مقدمه ( 22 ) - معنى جمله : خود بر پى ايشان آماده بودند ، جملهء حاليه بحذف « اند » به قرينه ، همچنين است حال جملهء پيش يا معطوف عليه ص 954 ( 1 ) - سختى سخت : دشوارى شديد و بسيار ( 2 ) - نيك مىكوشيدند : سخت جنگ مىكردند - چنان كه ديده مىشود در يك جمله ( نمىتوانست بريد ) فعل مفرد بمردم اسناد داده شده است و در جمله معطوف فعل جمع ( نيك مىكوشيدند ) يا مىتوان گفت حذف ضمير فاعلى « اند » از جملهء اول بقرينهء جملهء دوم ( 3 ) - دندانقان : نگاه كنيد به صفحهء 623 شمارهء ( 18 ) ( 4 ) - بالايى : جايگاهى مرتفع ( 5 ) - راست شدند : ساخته آمدند ( 6 ) - فرومىدادند : به پايين مىدادند ( 7 ) - راست كنيم : درست كنيم و آماده سازيم ( 8 ) - سره : بفتح اول نيك ( 9 ) - دست : بفتح اول و سكون دوم مجازا بمعنى غلبه و قدرت و تسلط ، نظامى فرمايد :